بازدیدوگفتگوبااستاد

 

 

استادصعودی معلم زیست شناسی روزگذشته دریک نشت صمیمی دردفتر دارالفنون وبا حضورآقای حافظی مدیرمجموعه به بیان خاطرات وتحولات دوران حضور خود دردارالفنون که به عنوان استا د درس جانورشناسی را تدریس میکرد پرداخت اومتولد ۱۳۲۵واهل آذربایجان غربی شهرستان ماکوست ایشان تحصیلات ابتدایی ودبیرستان را درشهرستان ماکوگذراندودرسال ۴۲ به تهران آمد.وفعالیت خود را دردارالفنون درسال ۵۲آغازنمودایشان گفتند دربدوورودم نزدآقای سروررفتم وگفتم من آمدم دراینجا تدریس کنم کف چه درسی گفتم نمیدانم ولی من رافرستادن جانور شناسی درس بدهم  ایشان به بنده گفت پسرم شمانمی توانیددراین مدرسه درس بدهیدگفتم خداحافظ داشتم میرفتم مراصدازد وگفت امروز بروسرکلاس اگرموفق شدی کلاس رااداره کنی من فردا به تو زنگ میزنم که بیایی اگرزنگ نزدم نیاگفتم چشب فردای آنروزرفتم اداره رییس اداره به من گفت چرانرفتی دارالفنون گفتم من به دارالفنون نمی روم مدیر دارالفنون آدم قدیست من با اوکارنمی کنم رییس اداره نمی دانم پشت تلفن به هم چه گفتن دیدم آقای سرور آمدن دنبالم ومن مشغول کارشدم. درمهمترین بخش گفتگو خودبااشاره به غنی بودن مدرسه به لحاظ آزمایشگاهی که این مدرسه دارای سه آزمایشگاه شیمی،فیزیک،وزیست بودکه آزمایشگاه فیزیک آن درست مثل آزمایشگاه فیزیک دانشگاه تهران مجهزبود.ازژاپن دوسری وسایل آزمایشگاهی فیزیک فرستاده بودن یکی برای دانشگاه تهران ودیگری برای مدرسه دارالفنون.زمانیکه ریختن اینجا رابه هم بزنند بسیاری ازوسایل آن بازنشده بود.من وآقای طاهری که زیردست من بودآزمایشگاه راتشریح میکردیم.این آزمایشکاه درطبقه بالای  روبروی حیاط ورزنده بود.درحیاط باشکاه ورزنده مراسم صبحگاهی برگذارمی شدواستاد نمازی  دبیرورزش بودودرآن زمان ورزش اجباری شده بود  آقای نمازدربالکن می استادوبچه ها درحیاط ورزش میکردند.درسالن ورزنده تیم های ورزشی رشته های مختلف که درسطح کشوری بودند درآن مراسم برگذارمی شدکه دارالفنون برای خود تیم داشت .فوتبال درداخل سالن انجام می شد.مسابقات فوتبال بین مدارس برگذارمی شد.سه مدرسه به فینال راه یافتن.البرز،دارالفنون،ودبیرستان رضاپهلوی.روزی بچه ها آمدن پیش نمازی وگفتند دخترکوچک خواهررضا به ماخیلی فحش میدهد.ما باآنها مسابقه نمی دهیم.بازی درزمین مدرسه البرزبرگذارمی شدروزنمازی به بچه هاگفت اگرشمادیدی رضابه هرکدام ازشماپاانداخت شماهم پابیندازید.گفتند ولیعهداست برای مادردسرمیشود نمازی گفت من به شما میگویم.بچه ها گفتند ممکن است پایش بشکند سرورگفت بازیست هیچ اشکالی ندارد درسال ۵۷وبابالاگرفتن تب انقلاب عده ای میآمدن شیشه های کلاس هارامی شکستن بطوری که هیچ شیشه سالمی نمانده بودوما ناچاربودیم بانایلون جلوی ورودسرما رابگیریم وباسختی کلاسها راصبح وبعدازظهراداره می کردیم تااین که سال ۶۴یا۶۵ به مااعلام کردن دیگرثبت نام نکنید.ودلیل آن این است که مادرجنوب شهرمعلم خوب نداریم ومعلمین باید به این مناطق اعزام شوند.درصورتی که هیچ یک ازمعلمان به جنوب شهرنرفته ودرشمالی ترین نقطه تهران مستقرشدند.وتنها من بامیل قلبی خوددرمدرسه هدف ومشغول شدم وازانجارفتم مدرسه فیضیه من ۳۳سال خدمت داشتم به من می گفتند بازنشته شوم ومن میگفتم آنهابه معلم نیازدارند.وی دربخش دیگری ازگفتگوخاطره .معلمی پسرشاه گفت مدرسه معاونی داشت اسمش رافراموش کردم آقای سرورمن راصداکرد وگفت معاون با شما کاردارداگرچیزی به توگفت نپذیررفتم پیش او گفتم بامن کاری دارید گفت ولیعهد سال سوم بودبرای ایشان دبیرزیست می خواهندباید برویدبه ایشان درس بدهید.گفتم من کجا آنجاکجا بعداکه بررسی کردم فهمیدم رییس دبیرستان دخترانه که ربروی باشگاه ورزشی که دبیرستان دخترانه بزرگی هم بودومن می رفتم برای تربیت بدنی رییس دبیرستان هم بازی فرح بودمن فکرمیکنم ازطریق این خانم به دربارمعرفی شده باشم باماشین خودم رفتم نزدیک کاخ یک ماشین مشکی رنگ آمد ومرا باخودبرد داخل کاخ رفتیم یک دفتر خیلی شیک گفتم تکلیف چیست گفتند منتظر ولیعهد باشیدمی آید.من براساس عادت همیشگی وقتی دیدم درب باز شد ودونفرآمدندوپشت سرآنهاولیعهدهم وارد شدمن هم ازجایم برخواستم رفتیم آزمایشگاه رابه من نشان دادند دوسه سئوال ازماکردندوگفتندهفته دیگربیائیدکفتم باشد.رفتم منطقه گفتم من آنجانمی روم گفتاچرا گفتم معلمی که بخواهد جلوی شاگردش ازترس بلند شودآن معلم به درد درس دادن نمیخورد بنابراین من نمی روم گفتند اذیت میشوی گفتم هرکاری که میخواهند بکنند من نمیروم جنوب شهربیشتربه من نیازدارد.همین مسئله موجب شد تاسرورکه آن زمان مرسوم بودهرسال به یک نفر نشان پهلوی میدادندکه آن سال برای من تقاضای نشان کرد که انقلاب شدودیگربه من نشانی نرسید.پس ازگفتگواستادجهت بازدیدازکتابخانه ونمایشگاه وقسمت های مختلف دارالفنون که ازسال ۶۵ازآنجارفتندباچشمانی اشک بارکه برای ایشان تداعی کننده خاطرات تلخ وشیرین بودبازدیدبعمل آوردند.وقول دادندبرای ارائه اسنادباردیگر درخدمتشان باشیم

نظر شما